")
بزرگداشت سالروز ارتحال مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(ره) در کانون توحید تهران
1396/09/09

بزرگداشت سالروز ارتحال مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(ره) در کانون توحید تهران برگزار گردید.

این مراسم ابتدا با تلاوت قرآن کریم آغاز گردید سپس سرود ملی جمهوری اسلامی ایران پخش شد. در ادامه حجت الاسلام والمسلمین سید علی موسوی اردبیلی ضمن خیر مقدم به حضار محترم در جلسه گزارش مختصری از اقداماتی که از 6 ماه قبل توسط ستاد بزرگداشت معظم له انجام شده، ارائه نمودند.

گزیده سخنان حجت الاسلام و المسلمین سید علی موسوی اردبیلی:

بسم الله الرحمن الرحیم

خیر مقدم عرض می‌کنم خدمت همه بزرگواران و عزیزانی که قدم رنجه کردند و مجلس ما را مزین کردند.

از حدود 5 یا 6 ماه پیش برای بزرگداشت سالگرد مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی، ستاد بزرگداشتی تشکیل شد و دبیر این ستاد جناب آقای دکتر یوسفی از اعضای محترم هیئت علمی دانشگاه مفید انتخاب شدند.

کارهای این ستاد:

1- تشکیل سه گروه برای تهیه کتابهای متناسب با این ایام

گروه اول: با مدیریت جناب آقای مهریزی و تهیه سه کتاب: اسناد ساواک، از نگاه دیگران (مصاحبه با بزرگان)، فقیه جامع (زندگینامه آیت الله موسوی اردبیلی)

گروه دوم: با مدیریت جناب آقای دکتر رضایی و تهیه سه کتاب تحت عنوان رسائل فقهیه

گروه سوم: با مدیریت آقای فاضل میبدی و تهیه مجموعه مقالات در رابطه با آیت الله موسوی اردبیلی (ره)

2- برگزاری چهار پیش‌نشست با موضوعات قرآن، اقتصاد، حقوق، علوم سیاسی

3- برگزاری دو مراسم در روز 2 آذر (سالگرد ارتحال) در قم: مراسم اول در دانشگاه مفید و مراسم دوم در مسجد اعظم قم

برنامه‌های آینده: تعیین جایزه برای ارسال برترین مقالات ارسالی در موضوعاتی که دغدغه‌های علمی مرحوم آیت الله العظمی موسوی اردبیلی در خصوص آن موضوعات بود.

در ادامه برنامه استاد دادگر عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی سخنانی را با عنوان نمونه سرمایه انسانی کم نظیر از عالمان دینی ایراد کردند.

گزیده سخنان آقای دکتر دادگر:

بسم الله الرحمن الرحیم

استفاده از بزرگواری ایشان در واقع زمینه‌اش از سال 1368، 28 سال قبل که اولین بحث‌های تأسیس دانشگاه مفید بود من سعادتی داشتم خدمت ایشان رسیدیم، اقتصاد هم اولین گروهی بود که ایشان حساس بود شکل بگیرد.

امروز بیشتر اشاره کردند که از منظر اقتصادی عظمت این بزرگوار را مطرح کنیم، معمولا ارزیابی سازمان‌ها و تشکیلات یا انسانها به این صورت است که این سازمان یا تشکیلات محصولش چیست. این بزرگوار دقیقا هر جا می‌رویم یک بهره‌ای تثبیت کرده اند. خود دانشگاه مفید، مدارس مفید، خود همین کانون توحید و هزاران موارد دیگری که شاید من اطلاع ندارم. کارآفرینی یک پدیده‌ای است که معمولا با یک ایده شروع می شود. البته اگر عالم دینی کارآفرینی بکند چند برابر معنی‌دارتر است.

ایشان با برگزاری و ایجاد دانشگاه و به ویژه از اقتصاد که بعدا رشته‌های دیگر هم شروع شد، یک اندیشه و یک ایده جدیدی را آوردند و این میان علمای دینی کم نظیر است، ضمن اینکه وجود دارد. مجهز ساختن طلاب به علوم جدید و به طور خاص اقتصاد.

ایشان یک کالای عمومی تولید کردند به خصوص کاری که ایشان کرده بود کار ویژه‌ای بود که در واقع واقعا مدام هزینه می‌کرد که بتواند یه بهره‌وری بدهد. این بزرگوار نگاه سرمایه‌گذاری می‌کرد به این دانشگاه که در واقع بلند مدت دنبال منافعی بود. دانشگاه مفید از نظر اقتصادی اجتماعی فرهنگی به خیلی‌ها خیر رساند. به همان زمین‌های قم و اطراف خودش قیمت‌ها را بالا برد؛ مثلا می‌خواهم می‌نیمم منافعش را بگویم. از نظر فرهنگی یک برند است برای قم. یک دانشگاه علوم انسانی ارزشمند هست برای قمی‌ها. از جهات مختلف خلاصه این امر پیامد مثبت دارد. این کار این بزرگوار هست و اصلا ضریب امنیت فکری را بالا می‌برد. هر جا دانشگاه تأسیس می شود امنیت فکری ایجاد می‌کند. تربیت به وجود میآورد.

یکی از نکات مهم دیگر معنی‌داری تأسیس دانشگاه و پیوند حوزه و دانشگاه است. اینکه در کنار حوزه دانشگاه زده شود و تربیت عمیق دینی در کنار تربیت علمی صورت بگیرد. این هم یک هنر بزرگی است واقعا.

دنیای پیشرفته الان روی علوم انسانی و علوم اجتماعی دارد سرمایه‌گذاری می‌‌کند و ایشان این فکر را از قبل از انقلاب داشتند که یک دانشگاه علوم انسانی بزنند، کار هر کسی نیست. این بزرگوار این کار را کرد بعد هزینه‌های زیادی هم کردند، بهترین اساتید می‌آمدند. هنوز هم عزیزان اساتید برجسته‌ای هستند. دانشگاه به زیباترین شکل پیاده میشد. به شدت به تخصص توجه داشتند، کسانی که صاحب نظر آن کار بودند می‌خواستند که بیایند.

یک نگاه نقدی هم داشتند اول به خودشان خیلی جالب بود، خودتان می‌دانید چند سال قبل هم رسماً عذرخواهی کردند خیلی بزرگواری ایشان را نشان می‌داد که اگر ما خطایی کردیم ما عذر می‌خواهیم. نقد در اقتصاد خیلی جدی است و یکی از ویژگیهایی که اصلا باعث می شود فساد کمتر شود نقد است و ایشان به شدت به این مسئله اعتقاد داشت.

نسبت به خود هم‌لباسی‌ها خیلی نقدش بیشتر بود و خیلی حساس بود که در واقع می‌گفت  به این بزرگان باید بیشتر نقد شود. هیچ نوع امتیازی برای عنوان خودش قائل نبود و واقعا از جهات مختلف این بزرگوار نمونه‌ای بود که عرض کردم به عنوان یک نمونه کم‌نظیر میان عالمان دینی بود. من ایشان را باور دارم و عرض کردم نمی‌توان همه ابعاد بزرگواری ایشان و آثار ایشان را در جلسات کوچک مطرح کرد.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سپس آقای دکتر محمد رضا بهشتی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران نیز سخنانی با موضوع زمان آگاهی در مرجعیت ارائه نمودند.

گزیده سخنان آقای دکتر محمد رضا بهشتی:

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند را سپاس میگویم که توفیق این را داشتم در این مجلس یادبود مرحوم آیت الله العظمی موسوی اردبیلی شرکت کنم.

حدود چهل و پنج سال می‌شود از اولین باری که بنده خدمت حضرت آیت الله موسوی اردبیلی رسیدم و ایشان را زیارت کردم در حالی که دبیرستانی بودم تا سال گذشته که ضایعه رحلت ایشان را داشتیم.

یادی از مرحوم شهید آیت الله بهشتی یار دیرینه مرحوم آقای موسوی اردبیلی، ایشان در یک سلسله درس گفتار که در هامبورگ آلمان برای دانشجویان داشتند درباره محیط پیدایش اسلام، و بعد از آن بستری که در آن اسلام شکل گرفته را با توجه به این فضا مورد بحث قرار داده، و عوامل موفقیت پیامبر اسلام را بیان کرده است:

ایشان ذکر می‌کند که یکی از عوامل موفقیت ایمان قاطع رهبری این نهضت به حرکت خودش بود. پیامبر اکرم نسبت به کار خودش، نسبت به نهضت خودش، نسبت به محتوای آنچه که دارد عرضه می‌دارد ایمان قاطع دارد. نکته دوم لیاقت و کاردانی شخص پیامبر، باز فارغ از بحث رسالت.

سوم عدم درماندگی این نهضت در مواجهه با فرازها و نشیب‌هایی که طبعا هر نهضتی با آن مواجه می‌شود.

چهارم شرایط خاص اجتماعی و سیاسی که در آن نهضت اسلامی پدید می‌آید که با چه مناسباتی می‌تواند اساسا مجال برای سر بر آوردن پیدا کند.

پنجم ظهور اسلام در یک خلأ اجتماعی سیاسی است.

نشانه زمان‌آگاهی در مرجعیت توجه به دو مسأله است و مرحوم آیت الله العظمی موسوی اردبیلی به نظرم از کسانی بود که درک بسیار خوبی از این دو مسئله داشت: اینکه نسبت به آنچه اقتضائات جامعه و زمانه ماست حساس بود. آنها را درست تلاش می‌کرد که دریابد. هیچ صورت مسأله‌ای را انکار نمی‌کرد، پاک نمی‌کرد. مجال هم‌اندیشی را در قبال این مسائل فراهم می‌آورد.

خاطرم هست که ایشان در یک بار بعد از جلسه‌ای که خدمتشان بودیم، بعد از جلسه به من گفتند که چند دقیقه‌ای را بمانم، و به من گفتند که من قرار است بروم و راجع به اسلام و مقتضیات زمان صحبت کنم و با دوستان مختلف مشورت کردم که چه چیزهایی خوب است که مطرح شود.

خود همین نکته، نکته مهمی است. معمولا ما خیلی عادت به اینکه با دیگران تبادل نظر یا مشورت کنیم که می‌خواهیم برویم در یک جمعی و در آنجا می‌خواهیم اندیشه‌ای را مطرح کنیم خوب است که چه چیزی را طرح کنیم، نادرند افرادی که چنین آمادگی‌ روحی و ذهنی را داشته باشند به خصوص اگر خودشان صاحب مرتبت‌ها و مقام‌های علمی و مدارج باشند.

خاطرم هست که یک وقتی خدمت ایشان درباره این جمله معروف مرحوم آقای مطهری در کتاب مرجعیت و روحانیت که یک تعبیری داشتند که هر چه دایره تجربیات زندگی فقیه گسترده‌تر می‌شود طرز نگاه او به موضوعات هم ممکن است تغییر کند و من می‌خواهم عرض کنم هر چه که این افق بلندتر لحاظ شود، هر چه که در یابیم که ما در کدام زمانه و در کدام شرایط دنیای کنونی طرح صورت مسائل را در عرصه اسلامی داریم انجام می‌دهیم یقینا در اینکه ما اولا جوانب بیشتری از مسئله را لحاظ کنیم موثر است و ثانیا در نوع طرح مسأله چه بسا خیلی تأثیر خواهد گذاشت. مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی من احساسم این بود که نگاهش و افق دیدش افق بلندتری بود نسبت به آنچه ما نزد برخی از فقها و مراجع می‌دیدیم. ظرائفی را مد نظر داشت هنگامی که می‌رفت به سراغ بررسی یک مسأله و جمع‌بندی در خصوص یک مسأله. آن هم در جهان کنونی که مسائل ما بسیار مسائل پیچیده‌ای است.

بعد از ایشان نیز آقای دکتر حسین مهرپور عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی به ایراد سخنرانی با موضوع شورای عالی قضایی و اسلامی کردن قوانین پرداختند.

گزیده سخنان آقای دکتر مهرپور:

بسم الله الرحمن الرحیم

البته بنده منظورم این بود در مورد شورای عالی قضایی و چالش‌هایی که در ارتباط با اسلامی کردن قوانین وجود داشت صحبت کنم و طبعا مناسبت آن هم با مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی این بود که ایشان عضو شورای عالی قضایی بودند (از زمان تشکیل به عنوان عضو انتسابی). چون دادستان کل کشور تأیین شدند در اسفند ماه سال 58 که مرحوم شهید آیت الله دکتر بهشتی به عنوان رئیس دیوان عالی کشور تعیین شدند.

اولین آشنایی که من خدمت آیت الله موسوی اردبیلی داشتم، (چون خدمت آیت الله بهشتی ما قبل از انقلاب ارتباط علمی و درسی داشتیم)، در خدمت ایشان بعد از اینکه به دادگستری آمدند خدمتشان رسیدم.

اولین ارتباط کاری که داشتیم این دو بزرگوار که از سوی امام تعیین شدند، به اتفاق یکی از قضات قدیمی دیوان عالی کشور سه نفری عنوان شورای سرپرستی دادگستری را داشتند و در واقع کارهای اجرایی و مدیریتی را این سه نفر انجام می‌دادند. نخستین کار مهمی که می‌بایست انجام بدهند برگزاری انتخابات بود برای مشخص شدن سه نفر از قضات مجتهد به عنوان عضو شورا که تکمیل شود و بتوانند وظایفشان را به درستی انجام دهند.

نتیجه انتخابات در 19 تیرماه سال 1359 اعلام شد و از آن تاریخ رسما شورای عالی قضایی تشکیل شد و اولین کار مهمی هم که به عهده داشت این بود که حقوق‌دانهایی را معرفی کند به مجلس، حقوق‌دانهای شورای نگهبان که شورای نگهبان هم تکمیل شود و بتواند کارش را انجام دهد که تا زمانی که شورای نگهبان هم تکمیل نمی‌شد مجلس نمی‌توانست قانون گذاری کند که این کار را هم انجام دادند و 26 یا 28 تیر ماه 59 انتخابات حقوق‌دان‌ها هم برگزار شد و تشکیل شد به هر حال به این اعتبار ما در خدمت ایشان بودیم.

آنچه که من خواستم به آن اشاره‌ای کنم این است که ببینید چه مسائل و مشکلات و چه دشواری‌ها و چه نوع برداشت‌هایی داشتیم که می‌‌خواستیم قوانین را اسلامی کنیم و موازین اسلامی و فقهی را در قالب قوانین موضوعه در بیاریم و اجرایی کنیم.

اساسا در رابطه با اینکه چه بکنیم که قوانین خلاف شرع اجرا نشود و اسلامی باشد دو نظر وجود داشت. یک نظر این بود که از ابتدا اعلام کنیم تمام قوانین گذشته منسوخ و غیر قابل اجراست و ما بشویم بدون قانون. اصل 167 قانون اساسی میگوید اگر قانون وجود نداشت در موضوعی، باید به کتب معتبر فقهی و فتاوی معتبر مراجعه شود. بنابراین قضات در قضاوتشان باید به فتاوی معتبر مراجعه کنند و چون به این سادگی همه نمی‌توانند این کار را بکنند شورای عالی قضایی فتاوی امام را استخراج کند دسته‌بندی کند تنظیم کند و آن را به قضات اعلام کند که قضات فتاوی امام را به عنوان فتوای معتبر به اعتبار اینکه قانون مدون نداریم اجرا کنند.

یک نظری هم به عنوان نظر شرعی رایج شد که اولا در دادگا‌ه‌ها باید وحدت قاضی حاکم باشد، قاضی یک نفر است، این که چند نفر قاضی باشند، (چون در امور جنایی سه نفر یا پنج نفر قاضی بودند با اکثریت رأی داده می‌شد)، قاضی باید یک نفر باشه. مسأله دوم حکمی که قاضی می‌دهد قطعی است و نمی‌شود روی آن تجدید نظر کرد مگر یک موارد محدودی. این مسأله هم از مسائل مهمی بود که وجود داشت و مورد اختلاف بود.

من دقت کردم در طول این مدت می‌بینم ما هر چه تلاش می‌کنیم و مثلا یک مقدار پیش می‌رویم و اصلاحاتی در قوانین ایجاد می‌کنیم، اصلاحاتی که ما در قوانین ایجاد می‌کنیم تازه بر‌می‌گردیم به 50 سال قبل. یعنی قوانین قبلی را دومرتبه می‌آوریم. اینها را احتمالا قضات زیادی از بزرگان و علما در مجلس هستند می‌دانند ما در مورد دادسرا برگشتیم به قانون سال 1290، به قوانین چیزهای دیگر مثلا خانواده برگشتیم به خیلی عقب و این برای نظام اسلامی خیلی بد و رنج‌آور است واقعا.

امیدوارم دوستان و بزرگان توجه کنند همان چیزی که مورد نظر حضرت امام (ره) هم بود و مقتضیات زمان و مکان اقتضا دارد و این را ایشان هم تأکید داشتند به گونه‌ای در تهیه لوایح قضایی، در دستگاه قضایی، در رسیدگی در مجلس، در رسیدگی در شورای نگهبان، بررسی شود که ما نشان بدهیم که هم داریم فقه غنی اسلامی و امامیه را عملی می‌کنیم و جا می‌اندازیم که حالت اجرایی پیدا کند در جامعه و هم اینکه پیشرفت کنیم و مشکلات را می‌توانیم حل کنیم و از جامعه امروزی جهانی هم از لحاظ حقوقی عقب نیستیم.

آخرین سخنران حضرت آیت الله سید حسن خمینی بود که در رابطه با آثار و خدمات حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی(ره) به ایراد سخن پرداختند.

گزیده سخنان آیت الله سید حسن خمینی:

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه باشکوهی است و به یاد یکی از ارکان انقلاب شکوهمند اسلامی حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی شکل گرفته است. جا دارد سالگرد درگذشت آن مرحوم را خدمت یکایک دوستانمان به خصوص بیت معزز و معظم آن بزرگوار و به ویژه برادر ارزشمندمان جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای سید علی موسوی اردبیلی تسلیت عرض کنم.

در رابطه با شخصیت حضرت آیت الله العظمی اردبیلی می‌شود جوانب و مقاطع مختلفی از حیات ایشان را مورد بحث قرار داد.

هم مقطع ابتدای نمو ایشان در شهر اردبیل، بعد هجرتشان به قم، از قم به نجف و دوباره بازگشت به قم، که در همین مقطع با امام بیشتر آشنا شدند و در دروس مختلفی از امام شرکت می‌کردند، هجرت ایشان از اینجا دوباره به اردبیل برای مقطع هفت هشت ساله‌ای و بعد آمدنشان به تهران از سال 48 و تأسیس این مجموعه (کانون توحید) و مساجدی که در تهران بود. شرکت عمیق‌تر در مسائل انقلاب تا ورود به شورای انقلاب و بعد هم پیروزی انقلاب. حضور در رأس قوه قضائیه با ریاست شهید مظلوم آیت الله بهشتی و پس از شهادت ایشان هم ریاستشان در قوة قضائیه، پس از امام هجرتشان به قم و زعامت مرجعیت شیعه را در اختیار داشتن، در این مقاطع می‌شود به بحث دانشگاه مفید اشاره کرد که کار بسیار بزرگی است، و نیز مجموعه مدارس مفید.

طبیعی است که در این مختصر نمی‌شود به همه آنچه که اشاره کردم پرداخت. اما به نظرم می‌رسد مهم‌ترین وجه زندگی ایشان که شاید بیشترین تأثیر را در فضای جامعه ما داشته است دوره حضور ایشان در انقلاب بود و به خصوص دوره حضورشان در رأس قوه قضائیه.

از دیدگاه مرحوم آقای اردبیلی دستگاه قضایی، تنها، متصدی اجرای عدالت در جامعه نیست. آن چیزی که از هم‌صحبتی با ایشان می‌توانم استفاده کنم این است که فلسفه وجود مجموعه قضایی تنها این نیست که عدالت را برقرار کند، اجرای عدالت وظیفه یک مجموعه قضایی هست اما تنها وظیفه این مجموعه نیست، آن چیزی که در کنار او از اهمیت برخوردار است این است که علاوه بر اجرای عدالت، جامعه ما قانع شود به اینکه آن چیزی که اجرا می‌شود عدالت است. به تعبیر طلبگیمان هم ثبوتا و هم اثباتا عدالت برقرار شود. در واقع هم باید عدالت را جاری کرد و هم باید به گونه‌ای عدالت را جاری کرد که مردم بپذیرند که آنچه واقع می‌شود عدالت است.

اشاره کردند حضرت آقای مهرپور به وحدت قضایی، خب این یک امر بسیار مهمی است که دادگاه قابل پیش‌بینی باشد آیین دادرسی برای این است که حکم قابل پیش‌بینی باشد. شما اگر در یک دادگاهی شرکت می‌کنید نمی‌دانید که چه کار باید بکنید که این قاضی شما را مجرم نداند یا اگر کدامین گناه را مرتکب شده باشید قاضی شما را مجرم می‌داند. این آیین دادرسی است.

و نکته بعدی هم همین است که حالا که قابل پیش‌بینی بود بتوانم جامعه را قانع کنم. این را کم نگیریم. اینکه تصور کنیم هر دو نفری که از دادگاه می‌آیند طبیعتا یکی از آنها ناراضی بیرون می‌رود این شخص آن لحظه ناراضی می‌رود اما اگر قانع شده باشد که حق با او نیست دو روز بعد که آرام شد می‌پذیرد که نه! این سیستم درست است. اقناع جامعه یکی از وظایف نهاد قضاوت در دنیای ماست و طبق نظر اسلام است و آن چیزی که من احساس می‌کنم در رویه زندگی آقای اردبیلی وجود داشت. لذا احساس می‌کنم آن چیزی که ما به عنوان یک یادگار و یک درس از مرحوم آقای اردبیلی احتیاج داریم بگیریم که شاید همان چیزی است که پایه و اساسی است که مرحوم شهید آیت الله بهشتی بر مدار او قضاوت ما را تأسیس کردند، این است که دستگاه قضایی باید در کنار اجرای عدالت به اقناع جامعه بر اینکه عدالت اجرا می‌شود توجه کند.

دومین نکته که از مجموعه زندگی آقای اردبیلی استفاده می‌شود این است که آقای اردبیلی معتقد بود دستگاه قضایی حَکَم بین طرفین دعواست. حتی اگر یک طرف دعوا حکومت باشد. دستگاه قضایی ابزار کنترلی نظام نیست. حَکَم بین دعاوی ملی نظام و مردم است. حتی یک فرد ممکن است برای بخش عظیمی از نظام شکایت کند.

احساس من از دوره مسئولیت آقای اردبیلی که به نظر من مهمترین مقطع زمانی ایشان هست این است که ایشان یک قوه قضائیه‌ای می‌خواست که بین طرفین دعوا حَکَم باشد. ابزار کنترلی نباشد و بر این مسیر پایفشاری می‌کرد و تلاش هم می‌کرد که قوه قضائیه در کنار اجرای عدالت به اقناع جامعه بر اجرای عدالت هم توجه کند.

درود خدا بر روح مطهر آن بزرگوار که در چنین روزهایی، سال گذشته از میان ما رفتند و پس از یک دوره طولانی از بیماری که همین باعث شد چندان ارج و مرتبت علمی آقای اردبیلی شناخته نشود.

من با توجه به رجوع به کتابهای ایشان میگویم: مقطع کوتاهی توفیق داشتم درس ایشان شرکت می‌کردم اما بیماری ایشان مانع از این می‌شد که آن جایگاه علمیشان در حوزه بیان نشان داده شود اما بحمدالله کتابهای زیادی از ایشان به جای مانده و بی‌تردید عرض می‌کنم رجوع به کتابهای آقای اردبیلی نشان می‌دهد که شما با یک فقیه توانمند عمیق دارای چهارچوب مواجه هستید که مسائل را به خوبی می‌شناسد و بر اصول ثابت خودش استوار است.

آقای اردبیلی در میان اقران خودش از این حیث چیزی کم ندارد و می‌توان گفت یکی از فقهایی است که در دوره معاصر به خصوص در این چند حوزه که بیشتر قلم زدند توفیقات بسیار زیادی داشتند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

در پایان این مراسم با حضور یادگار امام و حجت الاسلام و المسلمین سید علی موسوی اردبیلی، از آثار جدید مرتبط با آن مرجع عالیقدر رونمایی شد.